سالن زیبایی ستارخان تهران
سالن زیبایی ستارخان تهران : آقای بیتس." آقای بیتس نگاه کرد. او به گرمی گفت: "بله، قربان، شرم آور است. این اولین چیزی بود که وقتی وارد شدم متوجه شدم.
رنگ مو : باید از شرم میمردم. پروفسور ابروهایش را بالا انداخت. "وقتی شما در خدمت بودید، اوه؟ پس شما در دنیا برخاسته اید، آقای بیتس! و چقدر می گذرد که لیوان را با کراپ و چکمه عوض کرده اید؟" "من ببخشید قربان؟" "آخرین نامزدی حرفه ای شما چه زمانی بود؟" "من از زمانی که آقای هوتون را ترک کردم.
سالن زیبایی ستارخان تهران
سالن زیبایی ستارخان تهران : وقتی بودم -" ناگهان ایستاد. "خب، خوب، خوب، وقتی تو چی بودی؟ بگذار آن را داشته باشیم، دوست من." میخواستم بگویم آقا، وقتی در خدمت بودم، اگر کسی آشپزخانهام را در چنین حالتی میدید.
لینک مفید : سالن آرایشگاه زنانه
هجده ماه پیش، از جایی خارج شده ام، قربان." "و برای آقای هاتون چیکار میکردی؟" "همه چیز، قربان. او یک جنتلمن مجرد بود، و اهمیتی به حضور زنان خدمتکار در خانه نداشت، بنابراین من به طور کامل از او مراقبت ...